اطلسی ها

خرید بک لینک
خواب ها را بهار معنا کرداسب و زین و سوار معنا کردصبح سنگین یک زمستان راماندن و انتظار معناکردگریه بر دوش کوه سنگین بودریزش آبشار معنا کردآسمان در خروش و صاعقه راخط حسن نگار معنا کردابر بارید و رفت، صحرا همقطرهها را به خار معنا کردتوی خوابش قرار پیدا کرداو ولی بیقرار معنا کردوبا تو صبحم، بهار بارانیمطلع هرشب غزلخوانیبا تو صبح از سپیده میگویدحرف هر غنچه را تو میدانیبا طلوع تو روز میآیدنوری و آفتاب میمانیخندههایت شبیه یک راز استخندههایی که هست پنهانیدر قیامت و در معاد درختشاخهها را تو میشکوفانیگاهی آبی، در آسمانهاییگاهی ابری، شکوه بارانیرودی و زندگیست جاری تومیروی، میروی نمیمانیموج اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: سیزده, نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

۱۴ فروردین ۹۵

حال ناخوشی دارم صبح روز بعد از عید
یک نفر مرا ای کاش بی قرار خود میدید

بی ستاره و ماهم ابری است احوالم
سرد و خستهام مثل آسمان بیخورشید

این غم قدیمی را هیچ کس نمیفهمد
بادم و اسیرم در بین شاخههای بید

در خودم گرفتارم، رود پشت سد هستم
سرد و ساکتم اما در دلم پر از امید

شعر من اگر که بد یا که واژه هایش تلخ
بیخودم، پریشانم، پس مرا ببخشایید

#حامد_محقق
برچسبها: صبح, بیخود, بیقرار, رود پشت سد, حامد محقق

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: صبح,روز,بعد,عید, نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

۱۴ فروردین۹۶بیزارم از خودم که به تنهاییام دچارسرخورده از هجوم تصاویر بیشماربیزارم از خودم که درخت از تبر به دوشیا این که صید از هوس طعمهی شکاراندوه ممتدی که در عالم شناور استتنها شراره ایست از این مرد بی قرارهر شعر و قصهای که نوشتم بهانه بودتا که ز روی خاطرهات پر زند غبارپنهان شدهست این غم دیرین از این و آنلبخند میزنم به همانها در آشکاراز من بزرگتر به جهان هیچ کس نبودوقتی بر ابرهای دلم میشدی سوارباید قبول کرد ولی من نمیکنمهستم هنوز بر سر حرفم، سر قرار#حامد_محققبرچسبها: بیزاری, تنهایی, بهانه, سر قرار اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: بهانه, نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

سلام

دارم میرم کربلا انشاالله

حلالم کن و دعا

پ ن. به بعضیا پیام دادم به بعضیا نه.

یه سری شون چون یادم رفت و شماره شونو پیدا نکردم و اینا

و اما اون یکی هم به خاطر این که پیاما رو نمیخونه

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: خداحافظی, نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

۱۹ فروردین ۹۵در خانه هیچ جز دل ویران نداشتمچیزی به غیر دیدهی گریان نداشتمابری تمام وسعت من را گرفته بودجایی برای غصهی گلدان نداشتمدر سینه موج میزد و گرم خروش بودرودی که جرات گذر از آن نداشتمدر راه مانده بودم و پل روبهروم بوداما برای رد شدن ایمان نداشتموامانده در كويرم و آزادهام، همینبس باشدم که هیچ غم نان نداشتمایام هجر بیتو گذشته ست و بگذردمن با خدا که گفتهی پنهان نداشتمدر این مسیر از نفس و لحظه نخستمن با کسی به غیر تو پیمان نداشتم#حامد_محقق@DarKucheBadبرچسبها: پیمان, ترس, ویران, حامد محقق اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: ايمان, نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

۲۳ فروردین ۹۶

ابری گرفته غرید باران بیهوا بود
باران گرفت باران باران چه با صفا بود

رودی به راه افتاد از کوه و دشت رد شد
هر صخره و درختی با رود آشنا بود

یک دشت خانه بر دوش از رود میگذشتند
در روزهای باران مشت شکوفه وا بود

پرواز آرزو داشت بر روی موج و دریا
مرغی که کل عمرش را توی خانه ها بود

میخواستم بگویم باران چه دوستت دا...
شیهه کشید، رم کرد، آن اسب که رها بود
#حامد_محقق
برچسبها: اسب, رها, دوستت دا, حامد محقق, باران

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: ابر,گرفته, نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

سلام

اینجا را میبینی اصلا؟

۳۰ فروردین ۹۶

صدا صدای بهار است و باز پشت درم
شبیه شاخِ گون از همیشه خشک ترم

شبیه آن گل زنبق که در بهار نرست
بهار میرسد و چون همیشه بیخبرم

شبیه کوهم و سنگین و پر شکوه ولی
پی شنیدن نامت چو رود در به درم

بهار میرسد آنگونه که رسید به تو
همان کسی که به گوش تو خواند پشت سرم

غرض همین که بدانی چرا همیشه من
به دور از همهام یا مدام در سفرم

#حامد_محقق


برچسبها: سفر, بهار, کوه, رود, حامد محقق اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: سفرم, نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37


۸ اردیبهشت ۹۶

قسم به آنکه تو را آفرید ... خواهم گفت
به آنکه راز مگو را شنید خواهم گفت

تمام جنگل اگر چه به ذکر او مشغول
ولی همیشه سخن را به بید خواهم گفت

از آن طراوت صبح بهار لبریز است
همان کسی که به او از امید خواهم گفت

در آن زمان که هلال سپید برخیزد
من آرزوی خودم را به عید خواهم گفت

تمام حرف من از اولش همین بوده
از آن کسی که غمم را ندید خواهم گفت


#حامد_محقق
@DarKucheBad


برچسبها: قسم, هلال عید, ذکر, حامد محقق اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: قسم, نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

بعضی حرفها دردل و بردل آدم حک میشود و میماند. مثل آن جملهی سید احمد نادمي. نوشتهبود انتظار رسالت شاعر شیعه است (چیزی قریب به این مضمون) و بعد گفته بود که قیصر منتظر بود و . . .

حالا شوخی شوخی تیر ماه هم تمام شد و سالی گذشت ما را یا عمری گذشت . . .

این غزل را امروز از شیخ سعدی خواندم و بعد دیدم راست میگوید.

مرا خود با تو چیزی در میان هست

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: رسالت, نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37


۱۲ تیر ۹۶

تو رفتهای و نیستی، تو رفتهای و همچنان
به واژه فکر میکنم به حرفهای بینمان

به حرفهای سختم و به حرفهای سادهات
به خندههای سرخوشی، به غصههای بیکران

تو رفتهای و باز هم کنار تو نشستهام
درست در همان مکان، بدون حرکت زمان

درست روبروی من درست در کنار تو
چقدر جاده میرود به سمت شهر آسمان

تو رفته ای و یاد تو همیشه در کنارم است
به روی کوه خضر یا کنار چاه جمکران

#حامد_محقق
@DarKucheBad


برچسبها: نیستی, واژه, مسجد جمکران, کوه خضر, چاه جمکران اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: رفته,نیستی, نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:37

صفحه بندی